محدوده به کارگیری توابع تولید، بسیار گسترده بوده و ماهیت تابع تولید از نقطه نظر برنامه ریزی و توسعه اقتصادی، مهم و جزء لاینفک برنامه ریزی اقتصادی است. با تخمین تابع تولید کشاورزی و اطلاعات حاصل از آن می توان توان تولیدی بخش کشاورزی را مشخص نموده و آن را با عملکرد واقعی بخش، مورد مقایسه قرار داد. این قیاس، امکان ریشه یابی و شناسایی مشکلات کلان موجود در این بخش را فراهم نموده و درک جامعی از عوامل اصلی شکل دهنده آن فراهم می سازد. برآورد تابع تولید، همچنین این امکان را فراهم می آورد که نقش و اهمیت هر یک از نهاده های تولید، به تفکیک، مشخص شود. بدین ترتیب هر گونه تصمیم گیری و سیاستگذاری در ارتباط با میزان به کارگیری نهاده ها، جانشینی بین آن ها، محاسبه بهره وری جزیی و کل نهاده های تولید، قیمت گذاری نهاده ها و به طورکلی برنامه ریزی تولید و تدوین استراتژی های توسعه، امکان پذیر خواهد بود. بنابراین، بسیاری از مشکلات و مسائل گریبان گیر بخش کشاورزی با اطلاعاتی که از برآورد تابع نولید به دست می آید، قابل حل خواهد بود. در مطالعه حاضر، در ابتدا به منظور سازگار نمودن آمارهای مورد استفاده با تعریف تابع تولید و اجتناب از مواجهه با اریب ضرایب، اقدام به برآورد تولید بالقوه (به جای استفاده از تولید بالفعل) گردیده، سپس با به کارگیری فرم تبعی کاب- داگلاس، و با مدنظر قرار دادن مسائل مربوط به داده های سری زمانی، به تخمین تابع تولید بخش کشاورزی ایران طی دوره 1346-1383 پرداخته شده است. مهم ترین نتایج حاصل از برآورد الگو حاکی از اثر مثبت و معنی دار نهاده های نیروی کار، سرمایه و فرآورده های نفتی بر تولید بخش کشاورزی بوده به طوری که ضرایب برآورد شده برای عوامل تولید یادشده، به ترتیب برابر 3.34، 0.17 و 0.46 بوده است.